نرم افزار های مورد نیاز

تبلیغات متنی


بیوگرافی و عکسهای پاوان افسر بازیگر و همسرش

پاوان افسر از بازیگران جوان و خوش آتیه سینما , تلویزیون و تئاتر در ایران است. وی فارغ التحصیل در گارگاه آزاد بازیگری و دارای لیسانس مدیریت بازرگانی است.

پاوان افسر

بیوگرافی پاوان افسر

پاوان افسـر متولد سال ۱۳۶۳ و اصلتا کرد می باشد.

پاوان افسر از دوران نوجوانی به بازیگری علاقمند بود و با حضور در کلاس های بازیگری اساتید بزرگ توانست بهترین بازیگر ایران شود پاوان افسر دوست دارد در فیلم ها و سریال های بیشتری هم به ایفای نقش بپردازد.

همسر پاوان افسر

پاوان افسـر مجرد است و هنوز ازدواج نکرده است.

شروع فعالیت پاوان افسـر

پاوان افسـر بازیگری در سینما را در سال ۹۵ و با بازی در فیلم ایستگاه اتمسفر آغاز کرد و بعد از ان در فیلم خیابان دیوار بازی کرد و بازیگری در تلویزیون را در نقش کوتاهی در سریال ماه و پلنگ که از شبکه یک سیما پخش میشد ایفا نمود.

وی در بازی خود در تلویزیون در ماه رمضان سال ۹۶ در سریال زیر پای مادر در نقش همسر سهراب به ایفای نقش پرداخته است.

از آثار پاوان افسر میتوان به سریال جدید که در آن ایفای نقش کرده است به سریال سریال بانوی عمارت اشاره کرد.

پاوان افسر

این سریال که ساخته عزیزالله حمیدنژاد و و تهیه کنندگی مجید مولایی در آخرین روزهای تصویربرداری قرار دارد و برای کنداکتور پخش در پاییز در نظر گرفته شد و به احتمال زیاد از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد.

عزیزالله حمیدنژاد در دومین تجربه سریال سازی خود این بار داستانی عاشقانه را در مقطعی از تاریخ قاجار روایت خواهد کرد.
تهران، کاشان و قزوین شهرهایی است که این مجموعه تلویزیونی در آن تصویربرداری می‌شود.

وی قبل از این سریال در آخرین سریالش یعنی زیر پای مادر نقش همسر سهراب که برادر خلیل میباشد را بازی کرده بود.

عکسهای پاوان افـسر

پاوان افسر

پاوان افسر

پاوان افسر

پاوان افسر

عکسهای پاوان افـسر

پاوان افسر

پاوان افسر

 


بیوگرافی و عکسهای محمد فیلی بازیگر و همسرش

محمد فیلی از بازیگران پیشکسوت در سینما , تلویزیون و تئاتر ایران است. یکی از مهمترین نقشهای که محمد فیلی در آن نقش خوب درخشید ایفای نقش شمر در سریال مختارنامه بود.

محمد فیلی

بیوگرافی محمد فیلی

محمد فیلی متولد سال ۱۳۲۹ در شیراز است. نزدیک به دو دهه قبل در سریال روزی روزگاری، دو نقش را بازی کرد که بین عموم مردم به شهرت رسید.
وی درباره نقش شمر در سریال مختارنامه میگوید : وقتی برای بازی در سریال مختارنامه دعوتم کردند، خیلی خوشحال شدم که قرار است با آقای میرباقری همکاری کنم به فرزندانم هم گفتم که قرار است در مختارنامه بازی کنم اما هنوز مشخص نیست کدام نقش را. به دفتر تولید رفتم، آقای میرباقری تا مرا دید، ‌گفت: «شمر من آمد!». اول باورم نمی‌شد که این نقش را برای من درنظر گرفته‌اند. تا آن زمان هم نقشی جدی و منفی مثل شمر را بازی نکرده بودم اما کارگردان مختارنامه با بررسی همه جوانب نقش شمر را به من پیشنهاد داد و من با اکراه پذیرفتم!

محمد فیلی

همسر محمد فیلی

متاسفانه اطلاعاتی از همسر و خانواده محمد فیلی در دسترس نیست.

شروع فعالیت محمد فیلی

وی میگوید : زمانی که سربازی تمام شد، دوست داشتم ساز و گیتار کار کنم و با انگیزه کار موسیقی وارد خانه فرهنگ شماره ۳ شیراز شدم. آنجا عباس افشاریان یکی از دوستانم که در سربازی کار تئاتر انجام می داد را دیدم و منو برد پیش کارگردانی و گفت اینم نقشی که کم داشتید. محمد فیلی براتون بازی می کنه با وارد شدن به این اتاق کار من در تئاتر شروع شد. بازی‌هایم مورد توجه قرار گرفت و تا قبل از انقلاب مدت ۸ سال تئاتر کار کردم.

شباهت چهره زیاد محمد فیلی و مسعود کرامتی که هیچ نسبتی با هم ندارند .

محمد فیلی

آثار محمد فیلی

سینما

شام عاشقانه سه نفره (۱۳۹۵)
مالیخولیا (۱۳۹۵)
ع ش ق (۱۳۹۳)
پایان خدمت (۱۳۹۲)
روز شیطان (۱۳۷۳)
تابستان ۵۸ (۱۳۶۸)
گشتی‌ها (۱۳۶۵)

تلویزیون

هاتف (۱۳۹۶ )
گسل (۱۳۹۶ )
پرستاران، فصل دوم (۱۳۹۵–۱۳۹۶ )
هشت و نیم دقیقه (۱۳۹۵ )
مینی سریال غیرعلنی (۱۳۹۴ )
مراقب! باشم، باشی، باش (۱۳۹۳ )
تله فیلم چقدر وقت داری؟ (۱۳۹۳ )
دولت مخفی (۱۳۹۲)
جلال‌الدین در نقش سلطان محمد خوارزمشاه (۱۳۹۳)
پشت کوه‌های بلند (۱۳۹۱)
چاردیواری (۱۳۸۸ )
روزی بود، روزی نبود (۱۳۸۸)
شب هزارویکم (۱۳۸۸–۱۳۸۷)
پنهان، اما آشکار (۱۳۸۷ )
عملیات ۱۲۵ (۱۳۸۷ )
مختارنامه در نقش شمر (۸۸–۱۳۸۳ )
روزهای به یاد ماندنی (۱۳۸۲ )
نوعروس (۱۳۸۱)
آخرین روزهای شاد بودن (۱۳۸۰ )
آخرین روزهای شاد بودن (۱۳۸۰ )
پرونده‌های مجهول (۱۳۸۰ )
روزی روزگاری (۱۳۷۰–۱۳۷۱)
روزهای مهتابی (۱۳۷۹ )
تفنگ سرپر
سریال بانوی عمارت

عکسهای محمد فیلی

محمد فیلی

محمد فیلی

محمد فیلی

محمد فیلی

محمد فیلی

محمد فیلی

محمد فیلی

محمد فیلی

مصاحبه با محمد فیلی

به تئاتر علاقه داشتید؟

خیلی هم علاقمند شده بودم به خصوص زمانی که پوسترهای نمایشی را در خیابان زده بودند و اسم خودم را می دیدم فکر می‌کردم الان همه منو می شناسند و این ادامه داشت تا در سازمان فرهنگ و هنر شیراز استخدام شدم.

کار تئاتر چقدر به بازیگر کمک می کند؟

سختی تئاتر زیاد است اما هر بازیگری که از تئاتر شروع کند خیلی راحت می تواند با نقش کنار بیاید به نظرم بدنسازی و بیان خیلی در کار بازیگری مهم است و یک ورزش پایه لازم است و برای بازی در نمایش خیلی کمک می کند. همچنین تئاتر کمک زیادی به بیان بازیگر می کند.

نظر خانواده در خصوص کارهای شما؟

خانواده به من اعتماد داشتند، ورزشکار بودم و با این اطمینان سختگیری نمی‌کردند و تنها مشتری که من در خانواده پیدا کردم مرحوم مادر بود که اجرا داشتم می‌گفت محمد بگو بیام نمایش تو رو ببینم.

بعد از انقلاب چیکار کردید؟

بعد از اینکه انقلاب شد از خانه فرهنگ به تلویزیون شیراز منتقل شدم و کارهای نمایشی می‌کردیم و مورد توجه مردم قرار گرفت و آن موقع بود که مردم تیکه کلام منو می گفتند.

اولین کار شما چی بود؟

یک کار سینمایی در ارتباط با جنگ سال ۶۴ انجام دادم که در جشنواره فجر پخش شد و در سینما آفریقا اکران شده بود که آقای احمد جو بازی منو دیده بود و برای فیلم سینمایی «شاخه‌های بید» انتخابم کرد و به خاطر اینکه شناخته شده نبودم یک نقش کوتاهی را بازی کردم به من گفتند جبران می کنم این کلمه را خیلی شنیده بودم، اما احمدجو جبران کردند.

چه زمانی به تهران آمدید؟

باید تلاش می کردم تا کارهایم ادامه داشته باشد از طرفی دلم نمی‌خواست شیراز را رها کنم و تقاضا کار در تهران داشتم . طوری شد که سال ۷۷ قید ۲۱ سال خدمت در سازمان شیراز را زدم و به تهران آمدم.

عاشق کار کردن بودم و باید یک اثر ماندگاری می گذاشتم که قابل تامل باشد. ضمن اینکه بحث مالی هم مطرح بود از سال ۷۸ کار کردم و بعد از سال ۹۱ مجبور شدم به خاطر تامین زندگی، ‌هزینه ۳ دانشجو و اجاره نامه هر کاری حضور پیدا کنم.

حرف پایانی

از شما تشکر می‌کنم چرا که خبرنگاران ما را حمایت می‌کنند امیدوارم موفق باشید.


تعبیر دیدن دعوا کردن در خواب

تعبیر خواب دعوا : دعوا کردن و یا بگومگو کردن در خواب به تعبیر معبران مختلف است. ما در این بخش برای شما تعبیر خواب دعوا کردن را آماده کردایم.

تعبیر خواب دعوا

اگر در خواب ببینید که با کسی دعوا می کنید که او را نمی شناسید از خویشاوند و عضوی از فامیل تکدر و آزردگی پیدا می کنید که بعد به صلح و دوستی می انجامد ولی اگر آن که با او دعوا می کنید آشنا بود دو حال دارد. اگر او با شما دعوا می کرد بیگانه ای به شما محبت می کند یا با انسانی خیر و نیکوکار برخورد خواهید نمود و اگر شما با او دعوا می کردید شما هستید که به دیگری محبت و خدمت می کنید که نا آشنا و غریبه است. اگر دیدید دو نفر با هم دعوا می کنند موردی پیش می آید که خوشحال می شوید.

تعبیر خواب دعوا امام صادق (ع)

امام صادق (ع) فرماید : تعبیر خواب دعوا نشانه ای از : شفاعت-مجادله و بگومگو-حل شدن مشکل-سفر-شرف و بزرگی-مال حرام

تعـبیر خواب دعوا مطیعی تهرانی

مطیعی تهرانی: اگر آن که با او دعوا می‌کنید آشنا بود دو حالت دارد.
اگر او با شما دعوا می‌کرد بیگانه ای به شما محبت می‌کند یا با انسانی خیر و نیکوکار برخورد خواهید نمود.
اگر شما با او دعوا می‌کردید شما هستید که به دیگری محبت و خدمت می‌کنید که نا آشنا و غریبه است. اگر دیدید دو نفر با هم دعوا می‌کنند موردی پیش می‌آید که خوشحال می‌شوید.

تعبیر خواب دعوا معبرین غربی

اگر در خواب با شخص غریبه‌ای مشاجره و دعوا می‌کنید به این معنی است که شما ممکن است در آینده دچا بدشانسی بشوید.
دعوا و درگیری در خیابان بیانگر دوره‌ای از آشفتگی و بی قراری در زندگی شماست.

تعـبیر خواب دعوا ابراهیم کرمانی

ابراهیم کرمانی گوید : اگر در خواب خود ببینی که کسی به تو سیلی زده است تعبیرش این است که از کسی حرف زشتی میشنوی و آبروی تو را میبرد.


بیوگرافی و عکسهای مهتاج نجومی بازیگر و همسرش

مهتاج نجومی از بازیگران پیشگسوت سینما , تلویزیون و تئاتر در ایران است. وی فارغ التحصیل رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در سال ۱۳۵۴ است.

مهتاج نجومی

بیوگرافی مهتاج نجومی

مهتاج نجومی متولد ۱۳۲۸ در تهران است. وی که سابقه طولانی در عرصه نقش آفرینی در حوزه های مختلف دارد را در سالهای اخیر به عنوان بازیگر پرکار در تلویزیون می شناسیم که اغلب نقش مادری مهربان که با تدبیر خاصش امور را به سرانجام مطلوب می رساند بر عهده دارد. این بازیگر معمولا تمایل به گفت و گو ندارد اما در خصوص کم کاری این روزهایش در تلویزیون به ما گفت: کم کاری من در تلویزیون به این بر می گردد که روند تولید فیلم یا سریال در تلویزیون کاهش پیدا کرده والا از کار کناره نمی گیرم و دلم می خواهد همواره کار کنم.

مهتاج نجومی

همسر متاب نجومی

متاسفانه اطلاعاتی در مورد خانواده مهتاب نجومی در دسترس نیست.

شروع فعالیت مهتاب نجومی

وی در سال ۱۳۵۴ در رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما فارغ التحصیل شد. او بازی در تئاتر را از سال ۱۳۴۴ با گروه شاهین سرکیسیان و همکاری با تلویزیون را از سال ۱۳۵۴ به عنوان کارگردان تلویزیونی و سپس بازیگری شروع کرد. همچنین وی فعالیت در سینما را از سال ۱۳۴۸ با بازی نقش کوتاهی در فیلم گاو آغاز کرد.

آثار مهتاب نجومی

سینمایی

ساعت شلوغی (۱۳۹۰)
گناهکاران (۱۳۹۰)
سه درجه تب (۱۳۸۹)
طهران تهران (۱۳۸۷)
قاعده بازی (۱۳۸۵)
گاهی واقعی (۱۳۸۵)
شوریده (۱۳۸۳)
فریاد در شب (۱۳۸۲)
به من نگاه کن (۱۳۸۱)
بوی گل سرخ (۱۳۸۰)
تیک (۱۳۸۰)
نغمه (۱۳۸۰)
بوی کافور، عطر یاس (۱۳۷۸)
شراره (۱۳۷۸)
مردی از جنس بلور (۱۳۷۷)
مادرم گیسو (۱۳۷۴)
در کمال خونسردی (۱۳۷۳)
پول خارجی (۱۳۶۸)
آن سوی مه (۱۳۶۴)
چشمه (۱۳۵۱)
گاو (۱۳۴۸)

آثار تلویزیونی مهتاب نجومی زیاد است و به قسمتی از آن اشاره می کنیم:

۱۳۹۷ ستایش(فصل سوم)
۱۳۹۷ راه و بیراه
۱۳۹۲–۱۳۹۳ هفت‌سنگ
۱۳۹۱–۱۳۹۳ جلال‌الدین
۱۳۹۲ تله‌فیلم «دو خرمای نارس»
۱۳۹۱–۱۳۹۲ عصر پاییزی
۱۳۹۱ تهران پلاک ۱
۱۳۹۱ تله‌فیلم «دسر توت‌فرنگی»
۱۳۹۱ تله‌فیلم «سلام زندگی»
۱۳۹۱ پشت کوه‌های بلند
۱۳۹۱ سهمی برای دوست
۱۳۹۱ تله‌فیلم «نامه‌های خیس»
۱۳۹۰ تله‌فیلم «پسر ایران»
۱۳۸۹–۱۳۹۰ تله‌فیلم «سیب، سنجد، سمنو»
۱۳۸۹ تله‌فیلم «یه قندون نمک»
۱۳۸۹ تله‌فیلم «دوقدم تا بهشت»
۱۳۸۸–۱۳۸۹ تله‌فیلم «چقدر وقت داری؟»
سریال بانوی عمارت

عکسهای مهتاب نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی

مهتاج نجومی


بیوگرافی و عکس های سلمان فرخنده بازیگر

سلمان فرخنده نویسنده و کارگردان تئاتر و بازیگر ایرانی در دهه شصت بدنیا آمده و دارای مدرک تحصیلی در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر می باشد.

فرخنده از اواخر دهه هشتاد در عرصه تئاتر فعالیت می کند اما بطور رسمی و جدی اولین فیلمی که ایفا کرد فیلم سینمایی ۵۰ قدم آخر به کارگردانی کیومرث پوراحمد بود که در نقش اکبر کاظمی ظاهر شده بود.
بازی در ۵۰ قدم آخر در اولین تجربه بازی در عرصه سینما موجب شد تا چهره و نامش در میان اهالی سینما معروف شود و بازی خوب و شاهکارش نظر خیلی ها را به خود جلب کند.

سلمان فرخنده

وی بازیگری است که صدای بم و منحصر بفردی دارد و یکی از شاخصه های وی در ایفای نقش ها می باشد.
او سپس بعد از نقش آفرینی در فیلم پنجاه قدم آخر در سال ۹۲ در دو فیلم دیگر به نام پدر آن دیگری و در مدت معلوم در سال ۹۳ و سریال رهایی حضور پیدا کرد.
پدر آن دیگری فیلمی بود که بسیار قابل تامل برای خانواده ها که بر گرفته از رمان کتاب پدر آن دیگری نوشته نیوشا صنیعی بود.
این هنرمند در سریال های آسپرین و آشوب و سرگشته نیز به ایفای نقش پرداخته است. در سریال آسپرین نقش مهرداد را بازی می کرد.
آخرین بازی او سریال بچه مهندس است که در ماه رمضان ۹۷ روی آنتن شبکه دو به نمایش درآمد که در نقش یکی از مربیان پروشگاه بازی کرده بود.
سلمان فرخنده علاوه بر بازیگری در عرصه کارگردانی نیز فعال است و چندین نمایش و تئاتر را روی صحنه برده است.

سابقه تئاتر و نمایش

وی مدت ۱۷ سال است تئاتر کار کرده و چهار پنج کار تئاتری بزرگ داشته و همچنین نمایش هملت را با ناشنوایان کار کرده است.
در کارنامه او حدود ۱۰۰۰ نمایش خیابانی و ۵۰، ۶۰ نمایش صحنه‌ای در نویسندگی و کارگردانی و حدود ۲۰۰، ۳۰۰ تئاتر دیده می شود.

شباهت چهره و صدا به خسرو شکیبایی

ایشان شاهت عجیبی به بازیگر پیشکسوت مرحوم خسرو شکیبایی دارد و صدای او نیز بسیار شبیه صدای مرحوم شکیبایی می باشد.

این هنرمند مجرد است و هنوز ازدواج نکرده است.

فیلم شناسی سلمان فرخنده

سریال بچه مهندس ۹۷
مجموعه تلویزیونی آسپرین در سال ۹۵
در مدت معلوم ۹۳
آشوب ۹۶
سرگشته ۹۵
در مدت معلوم ۹۳
پدر آن دیگری ۹۳

سلمان فرخنده

جوایز و افتخارات سلمان فرخنده

فرخنده در کارنامه هنری و آثار نویسندگی و کارگردانی خود ، تقدیر کتبی ‌‌‌نوزدهمین جشنواره‌ی تئاتر استان فارس برای نویسندگی و کارگردانی نمایش جنین جن‌زده را دارد.

عکس های سلمان فرخنده

سلمان فرخنده

سلمان فرخنده

سلمان فرخنده

سلمان فرخنده

سلمان فرخنده


بیوگرافی و عکس های صالح میرزا آقایی بازیگر

بیوگرافی صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی (زاده ۱ مرداد ۱۳۴۹ – تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر اهل ایران است.

او اولین تجربه حضور مقابل دوربین تلویزیون را با برنامه صندوق پست و بازی در ایتمهای نمایشی آن به کارگردانی ایرج طهماسب و حمید جبلی در سال ۱۳۷۲ آغاز کرد.

همچنین با نقشی کوتاه در فیلم سینمایی بوی پیراهن یوسف به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا نخستین تجربه سینمایی خود را سال ۱۳۷۴ رقم زد.

صالح میرزا آقایی

همسر صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی در ۱۹ آبان ماه ۱۳۷۵ با هنگامه طالبیان، چهره پرداز سینما و تلویزیون ازدواج کرد، حاصل این ازدواج دختری به نام خورشید و پسری به نام ماهور است.

هنگامه طالبیان متولد یکم مرداد ماه سال ۱۳۴۸ در تهران بوده و با همسرش از همان کلاس های بازیگری آشنا شده است.

صالح میرزا آقایی

فیلم شناسی صالح میرزا آقایی

سینمایی

شاید یک معجزه (۱۳۹۳)
نیکان و بچه غول (۱۳۹۱)
استرداد (۱۳۹۰)
خنده در باران (۱۳۹۰)
محرمانه تهران (۱۳۹۰)
نخل سوخته (فیلم تلویزیونی) (۱۳۸۷)
من و دبورا (۱۳۸۴)
شکلات (۱۳۸۲)
قدمگاه (۱۳۸۲)
هزاران زن مثل من (۱۳۷۹)
تو را دوست دارم (۱۳۷۸)
لژیون (۱۳۷۷)
خلبان (۱۳۷۶)
بوی پیراهن یوسف (۱۳۷۴)
عبور از خط سرخ (۱۳۷۴)
فاتح (۱۳۷۴)

تلویزیون

وکلای جوان (۱۳۷۴)
مهر خوبان (۱۳۷۴)
قصه‌های زندگی، اپیزود تماشاخانه (۱۳۷۵)
شن‌های کف رودخانه (۱۳۷۶)
غریبه (۱۳۷۹)
گمگشته (۱۳۸۰)
روزهای بیاد ماندنی (۱۳۸۱)
باغ بلور[۱] (۱۳۸۲)
دایره تردید، اپیزود: یاکوزا (۱۳۸۲)
تب سرد (۱۳۸۲)
رسم عاشقی (۱۳۸۳)
ریحانه (۱۳۸۴)
مختارنامه (۱۳۸۵)
کلاه پهلوی (۱۳۸۵)
سال‌های برف و بنفشه (۱۳۸۵)
پریدخت (۱۳۸۶)
بچه‌های بهشت (۱۳۸۷)
سرزمین کهن (۱۳۹۲)

صالح میرزا آقایی

نمایش و تئاترها

بازی، شادی، نمایش به کارگردانی اکرم قاسمپور ۱۳۷۱
چمدان به کارگردانی فرهاد آئیش ۱۳۷۱
فرزندان ایستاده به کارگردانی رامبد جوان ۱۳۷۳
شبی در طهران به کارگردانی گلاب آدینه ۱۳۷۷
بازرس به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی ۱۳۸۰
اعتراف به كارگردانى شهاب حسينى ١٣٩٦

صالح میرزا آقایی

مصاحبه با صالح میرزا آقایی

آقای صالح میرزا آقایی، برای شروع مصاحبه بفرمایید چرا این قدر کم کار شده اید؟

صالح میرزا آقایی : اولین دلیل این است که کمی از محیط دور شده ام. البته از دید من این مسئله بهانه است چون تلفن دارم و همکاران می توانند تماس بگیرند و برای کار دعوتم کنند. هرچند، چند باری هم در سال گذشته دعوت شده ام اما نه سناریو خوب بود و نه نقشی که من قرار بود بازی کنم. می دانم اگر برای بازی هم بروم یا پولم را می خورند یا نصفش را می دهند و بقیه را نمی دهند. از این گرفتاری ها
هم هست. دلایل غیبت و کم کاری من همین هاست وگرنه مشکل خاصی ندارم و اتفاقا در اوج آمادگی هم هستم.

شما در تلویزیون نسبت به سینما نقش های ماندگار بهتری بازی کرده اید؛

– بله. این شانس را داشته ام که در تلویزیون با کارگردان های مطرح و درجه یک همکاری کنم.

تقریبا همیشه به جز یکی دو مورد با کارگردان های هم نسل خودتان کار کرده اید. چرا با جوانان فیلمساز همکاری نمی کنید؟ پیش نیامده یا خودتان نخواستید؟

صالح میرزا آقایی : اصلا برای کار کردن پیر یا جوان بودن کارگردان فرقی برایم ندارد. حاضرم با یک کارگردان ۱۶ ساله هم کار کنم. مشکل من با سن و سال کارگردان نیست. یا پیشنهادی نبوده یا نشده که این همکاری با فیلمسازان جوان شکل بگیرد. من کسی نیستم که نخواهم با کارگردان های جوان کار کنم یا نکنم. من هنرپیشه بسیار پیش پا افتاده ای هستم.

در سریال “مختارنامه” در نقش پسر میانی زبیر را بازی کردید. یک نقش جذاب، سخت و ایده آل و بسیار موفق هم ظاهر شدید. نظر خودتان چیست؟

صالح میرزا آقایی : من در سریال مختارنامه در کنار آقایان کیانیان، جعفر دهقان و اردلان نقش پسران زبیر را بازی می کردیم که با مختار به چالش می رسند و پسر میانی زبیر هم مثل برادرانش اهل نیرنگ بود و به عهدی که بسته بود عمل نکرد. خیلی از مردم این نقشم را دوست دارند. به هر حال کار کردن با یک کارگردان اندیشمند مانند آقای میرباقری فرصتی برای شخص من بود و سوای سختی های کارهای تاریخی به لحاظ نوع گریم و پوشش بسیار لذت بخش بود و امیدوارم بتوانم دوباره با ایشان همکاری داشته باشم.

نظرتان در باره وضعیت امروز سینمای ایران نسبت به دهه های قبل چیست؟

– بهتر که نشده. متاسفانه الان همه چیز سطحی شده است و من اول هر فیلمی را نگاه می کنم، می دانم ته آن چه می شود. برای همین فیلم های سینمایی ایران را در این سالها نمی بینم و برای دیدن آن سعی می کنم بلیت نخرم. البته از حق نباید گذشت که جرقه های خوبی هم در سینماها وجود دارد. منتها تعداد این جرقه ها کم است. کارگردان های قدیمی هم که…

از حضورتان در سریال “کلاه پهلوی” برایمان بگویید؛

صالح میرزا آقایی : کلاه پهلوی پس از کیف انگلیسی، دومین سریال تاریخی سید ضیاء الدین دری بود که به تهیه‌ کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان برای پخش از شبکه اول سیما تولید شد. قسمت‌هایی از این فیلم در شهرک سینمایی غزالی و بخش ‌هایی از آن در شهر ساوه تصویربرداری شد. بنده هم در این سریال نقش شخصیتی فرانسوی با نام «ژان» را بازی کردم. او زبان فارسی را به خوبی صحبت می کرد، در زمینه فرهنگ شرق نیز مطالعاتی داشت و تلاش می کرد تا از طریق برقراری رابطه دوستی با فرخ، با دختری ایرانی با نام زرین تاج که مورد علاقه اوست، ازدواج کند.

سریال “گمگشته” چون در ماه رمضان پخش می شد و با بازی خوب شما از آن دست سریال هایی بود که در ذهن مخاطب ماند. از این سریال برایمان بگویید؛

– گمگشته اثر ماندگاری است که ۱۶ سال قبل توسط رامبد جوان برای پخش در ماه مبارک رمضان ساخته شد. البته در ماه مبارک رمضان سریال‌های بسیاری از شبکه‌های مختلف روی آنتن می‌رود که با گذشت سال ها، تعدادی از این آثار به محبوبیت قابل توجهی نزد مردم دست پیدا می‌کنند. برخی از آثار ساخته شده ویژه ماه رمضان از چنان جایگاهی نزد مخاطبان برخوردار شده‌اند که هنوز هم از آن‌ها به عنوان سریال‌هایی خاطره انگیز سخن می‌گویند. سریال تلویزیونی “گمگشته”هم به کارگردانی رامبد جوان یکی از آثار ماه رمضانی بود که با پخش در سال ۱۳۸۰ تا اندازه زیادی مورد قبول بیننده‌های تلویزیون قرار گرفت.

به شانس اعتقاد دارید یا تلاش؟

صالح میرزا آقایی : ما با عبارت “فلانی شانس آورده یا نیاورده” بزرگ شده ایم. آن قدر از بچگی درباره شانس با ما صحبت کرده اند که جزئی از ضمیر ما شده و همیشه در پس زمینه ذهن مان است. به هر حال نمی توان شانس را نادیده گرفت. اما تلاش را مهمتر می دانم. هر آدمی باید برای رسیدن به خواسته ها و رویاهایش تلاش کند و بقیه را به خدا بسپارد.

مادر بزرگم همیشه می گفت بعضی آدمها گنجشک روزی هستند. هر چقدر هم زحمت بکشند بیشتر از آنچه مقدر است نصیبشان نمی شود. اکنون من بهتر متوجه این نکته می شوم که حتی آدم های گنجشک روزی هم نباید از تلاش دست بردارند چون آنها هم به مقصد و آرزوی خود می رسند اما زمان بیشتری لازم است.

بازیگری جزء اهداف اصلی تان در زندگی است یا برنامه های دیگری هم دارید؟

– بازیگری برایم در اولویت است. هدفی است که برای رسیدن به اوجش تلاش می کنم. تقریبا به ۲۰ درصد از رویاهایم در زمینه بازیگری رسیده ام و برای رسیدن به صد در صدش خیلی راه مانده است. در کنار بازیگری برای دلم نقاشی می کنم اما بازیگری را بیشتر از هنرهای دیگر دوست دارم.

آقای میرزا آقایی، چرا اکثرا نقش های آدمهای آرام و سر به راه را بازی می کنید؟ دلیل خاصی دارد؟

– از آنجایی که بیشتر نقش هایم آرام است خیلی دوست دارم خودم را در نقش های متفاوت محک بزنم. به هر حال شغل ما طوری است که در وهله اول انتخاب می شویم و بعد خودمان انتخاب می کنیم. البته من همیشه سعی ام بر این بوده که نقش هایم را تا جایی که می توانم خودم بر اساس معیارهایم انتخاب کنم و متن ها و شخصیت هایی
را که مورد پسندم نیست نپذیرم. اتفاقا همین مسئله باعث شده بازیگر خیلی پرکاری نباشم. دلم می خواهد در کارهایی باشم که دوستشان دارم که البته همیشه هم این اتفاق نمی افتد.

می گویند دستمزد بازیگران پایین است. درست است؟

– از رقم دستمزدهای کلانی که عده ای می گویند برخی بازیگران می گیرند اطلاع دقیقی ندارم. ولی اگر همین طور باشد حتما استحقاقش را دارند که می گیرند. اما در کل باید بگویم اگر بخواهیم دستمزد بازیگران ایران را با دیگر کشورهای دنیا مقایسه کنیم میزان دستمزدهای ما رقم پایینی است که من همیشه سعی می کنم به اندازه خودم رقم منصفانه بگیرم.

شما بازیگر تکنیکی هستید یا غریزی کاری را دنبال می کنید؟

– من اصلا جلوی دوربین بازی نمی کنم. باور بفرمایید من جلوی دوربین در قالب شخصیت زندگی می کنم. هر نقشی که به من بدهند سعی می کنم مابازایش را از اجتماع پیدا و جلوی دوربین بازی کنم.

اهل بداهه پردازی هم هستید؟

– به نوع نقش و برخورد کارگردان درباره استفاده از بداهه بستگی دارد و هیچ گاه بدون اجازه و نظر کارگردان سراغ بداهه نمی روم. زیرا بازیگری یک جزء از کلیت کار است و باید تحت نظر کارگردان در جهت بهتر شدن کیفیت کار حرکت کند. در کارهایی به متن وفادار بودم و در فیلم هایی نقش، مرا به سمت کار بداهه رهنمون کرد و باعث بهتر شدن کیفیت نقشم شد.

زمانی که وارد عرصه بازیگری شدید چقدر حس بازیگری برایتان وسوسه انگیز و لذت بخش بود؟ به یاد دارید؟

– بله. به واسطه بازی وارد دنیایی می شوی که با چیزهای عجیب و غریبی در آن مواجه می شوی. البته جالب است بدانید زمانی که تصمیم گرفتم بازیگری را به طور جدی دنبال کنم به کلاس های آموزشی متفاوت رفتم و خودم را تست کردم تا ببینم چقدر توان این را دارم که در این زمینه موفق باشم؟ آن زمان بود که بازیگری برایم جدی شد و بعدها دنبالش کردم تا به اینجا رسیدم.

در مصاحبه ای از شما خواندم که تمایل دارید کمتر در کارهای تاریخی بازی کنید. چرا؟

– واقعیتش این است که کارهای تاریخی چالش های زیادی دارد و شما برای نزدیک شدن به نقش بخصوص اگر تصویری از شخصیت های تاریخی وجود داشته باشد مجبور هستید روزی چند ساعت در اتاق گریم باشید و کنارش لباس های پر حجم و سنگین بپوشید و همین فشار زیاد و مضاعفی به بازیگرتحمیل می کند و اگر به کارنامه کاری من دقت کرده باشید کمتر کار تاریخی در آن دیده می شود.

نظرتان در باره شهرت بازیگر چیست؟

– شهرت، محاسن و معایبی دارد. وقتی کارت فقط بازیگری است خیلی لذت بخش است. معتقدم خداوند وقتی کسانی را دوست دارد، شرایط محبوبیت آنها را فراهم می کند.

عکس های صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی

صالح میرزا آقایی


بیوگرافی و عکسهای حسام منظور بازیگر و همسرش

حسام منظور از بازیگران سینما و تلویزیون و تئاتر در ایران است. وی مدرس دانشگاه و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد کارگردانی است.

حسام منظور

بیوگرافی حسام منظور

حسام منظور متولد ۱۳۵۹ در تهران است . وی بازیگری حرفه‌ای تاتر را از سال ۱۳۸۲ آغاز کرد و کاندیدای دریافت بهترین بازیگر مرد سال ۱۳۸۸ برای نمایش “مکبث” و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال ۱۳۹۵ برای نمایش “اودیسه” شده است.

همسر حسام منظور

در مورد ازدواج حسام منظور اطلاعاتی در دست نیست.

حسام منظور

آثار حسام منظور

از آثار وی میتوان به سریال بانوی عمارت
بازی در نمایش”خوان هشتم“به کارگردانی”محمدمسعود طیبی“؛ تهران، کانون مفتح؛ ۱۳۸۹
بازی در نمایش ایستگاه سلام به کارگردانی رسول نقوی .تهران خانه نمایش اداره تئاتر ۱۳۹۰
بازی در نمایش برف و بهمن به کارگردانی ایرج افشاری .تهران خانه نمایش اداره تئاتر ۱۳۹۰
بازی در نمایش فرجام فر به کارگردانی محسن رنجبر .تهران .تالار مولوی ۱۳۸۹

عکسهای حسام منظور

حسام منظور

حسام منظور

حسام منظور

حسام منظور

حسام منظور

حسام منظور

حسام منظور

مصاحبه با حسام منظور

از تفاوت هایی که اجرای «هملت» کار آرش دادگر با متن اصلی دارد بگویید؟

-هر اجرایی از نمایش شکسپیر تفاوت هایی با متن اصلی دارد که بستگی به دیدگاه کارگردان و منظری که نسبت به آن انتخاب می کند دارد.

در این اجرا سعی شده که مناسبات نمایش با مناسبات امروز ، تناسب داشته باشد تا مخاطب آن را بهتر درک کند.

سرعت اجرا را هم در همین تناسبات می بینید؟

-ریتم اجرا نسبت به متن اصلی سرعت بیشتری دارد و آن کندی و سنگینی که در متن اصلی وجود دارد در این اجرا نیست.

ریتم بالاتر است برای اینکه تماشاگر متوجه گذر زمان نشود و ارتباط جدیدتری را با آن برقرار کند.

تفاوت های زیادی بین کلادیوس شهرام احمد زاده و آرش دادگر با کلادیوس شکسپیر وجود دارد ؟

-بله. کلادیوس علاوه بر اینکه بار منفی نمایش را بر عهده دارد ، اعمال نکوهیده ای را انجام داده ، برادرش را برای رسیدن به قدرت به قتل رسانده و با همسر برادرش ازدواج کرده و.. علاوه بر اینها یک مفهوم جدید را هم جستجو می کند. اینکه می خواهد شرایط جدیدی را ایجاد کند.

کلادیوس آمده است تا شرایط جدید را برای دانمارک بسازد. او می خواهد دوره ای را که از آن به شرایط خفقان آور هملت بزرگ یاد می کند را تغییر بدهد اما خودش دوباره همان کاری را می کند که بر علیه اش اقدام کرده و همان خفقان دوره برادرش را تشدید می کند.

دغدغه هایی که برای رسیدن به این نقش داشتید چه بود؟

-این نقش به لحاظ سنی از سن خودم خیلی مسن تر بود. ۱۵ تا ۲۰ سال باید مسن تر می شدم. تلاش کردم با تمریناتی که انجام می دهم به این سن برسم و اختلاف سن را پر کنم. به خصوص که شیوه اجرا به گونه ای است که تحرک زیادی را می طلبد.

باید بدنم را به سطحی از آمادگی می رساندم که طی چند ساعت اجرا دچار افت نشود و انرژی اش را حفظ کند. چند ماه قبل از اینکه کار به اجرا برسد دویدن را شروع کردم و هر شب می دویدم تا چربی های اضافی را از بین ببرم چون ۳۰ اجرا استقامت زیادی را می طلبد.

در این اجرای هملت بیشتر از آنکه کلادیوس برای از دور خارج کردن هملت نقشه بکشد این هملت است که برای نابودی دیگران طراحی می کند. این را قبول دارید؟

-بخشی از این گفته درست است، اما در متن اصلی هم همان اندازه که کلادیوس طرح و توطئه می چیند ، هملت هم برای قتل عمویش طراحی می کند. حتی چند بار می رود که او را بکشد ،ولی این کار را نمی کند.

در این نمایش بخشی از بار طرح و توطئه از روی کلادیوس برداشته شده و بخشی از وظایف کلادیوس نیز به پلونیوس منتقل شده است. کلادیوس و پلونیوس دو نیروی مقابل هملت هستند که باید او را خنثی کنند.

کار با آرش دادگر چگونه بود؟

-همیشه دوست داشتم که با دادگر کار کنم و کارهایش را دنبال می کردم. معتقدم که دادگر جزو کارگردان هایی است که منش فکری آزاد و یک دیدگاه دارد که می خواهد آن را ارائه بدهد.


بیوگرافی و عکسهای شبنم فرشادجو بازیگر و همسرش

شبنم فرشادجو از باریگران خوب سینما , تلویزیون و تئاتر در ایران است. اینروزها وی را بیشتر در ژانر طنز در تلویزیون دیدایم. تحصیلات او در رشته هنرهای نمایشی از دانشگاه تهران میباشد.

شبنم فرشادجو

بیوگرافی شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو در ۱۶ بهمن ماه سال ۱۳۵۶ تهران بدنیا آمد.
وی میگوید : من از سن ۱۷سالگی وارد دنیای تئاتر شدم روی صحنه بودم و در فیلم‌های سینمایی هم بازی داشتم اما قسمت این بود که کمی دیر وارد مدیوم تلویزیون شده و دیده شوم شاید باید می‌ فهمیدم در کدام ژانر می‌ توانم موفق عمل کنم .
من در کارهای جدی زیادی حضور داشتم که برای برخی کاندید دریافت جایزه بودم قطعا تجربه ۲۰ سال کار تئاتری در این راه به من کمک کرد.

تحصیلات عالیه شبنم فرشادجو

فارغ‌التحصیل از آموزشگاه تئاتر با مدیریت حمید سمندریان؛ ۱۳۷۴
کارشناسی نمایش با گرایش بازیگری؛ ۱۳۸۰
کارشناسی ارشد نمایش با گرایش کارگردانی از دانشگاه هنر و معماری تهران؛ ۱۳۸۳
داور جشن بازیگر خانه تئاتر؛ ۱۳۸۹

شبنم فرشادجو

همسر شبنم فرشادجو

او در مورد ازدواجش که این روزها بزرگترین مشغله فکری وی شده است میگوید :
دوستان با دیدن یک عکس مشترک تصور کردند من ازدواج کرده ام در صورتی که هنوز ازدواج نکرده‌ایم و نامزد هستیم.
دوران نامزدیمان را می گذرانیم و در آینده نزدیک ازدواج خواهیم کرد.
حس مادر شدن را دوست دارم و یکی از دلایل مهم ازدواج کردنم بچه داشتن است.

شروع فعالیت شبنم فرشادجو

یکی از قدیمی های عرصه بازیگری مخصوصا در زمینه تئاتر است. چهر های که از جوانی یا حتی بهتر است که بگوییم از نوجوانی به شکلی جدی وارد این عرصه نگاه می کرد و خیلی زود کار حرفه ای خود را آغاز کرد.
سالها حضور در عرصه تئاتر و دریافت جوایز متعدد در زمینه بازیگری وکارگردانی، کارنامه پرباری را برایش رقم زده است.

شبنم فرشادجو

آثار شبنم فرشادجو

سینمایی

آخرین بار کی سحر را دیدی؟ ( ۱۳۹۴)
گذرموقت ( ۱۳۹۴)
عملیات مهد کودک ( ۱۳۹۱)
از تهران تا بهشت ( ۹۱–۱۳۹۰)
مرد بارانی ( ۱۳۷۸)

مجموعه تلویزیونی

۱۳۹۶ گسل
۱۳۹۴ در حاشیه
۱۳۹۲ شاهگوش
۱۳۹۲ شوخی کردم
۹۱–۱۳۹۰ خانواده آقای خوشبخت
۱۳۹۰ نامه‌ها
نوروز ۱۳۹۲ آب‌پریا
۱۳۸۷ آینه‌های نشکن
۱۳۸۵ میوه ممنوعه
۱۳۸۵ تصادف
۱۳۸۳ چرخ گردون
۱۳۸۲ بانکی‌ها

سریال بانوی عمارت

فیلم کوتاه

«گروگان» (منوچهر هادی)؛ ۱۳۸۳
«وصله کاری» (سعید نوری)؛ ۱۳۷۸

تله‌فیلم

از آغاز تا آغاز، مهدی گلستانی، ۱۳۸۹
آخرین روز ماه، منوچهر هادی، ۱۳۸۵
آذر، فرزاد مؤتمن، ۱۳۸۹
نازنین، برزو ارجمند ۱۳۹۰
چالسیو، بهتاش صناییها، ۱۳۹۰
زن خوب، علی اسدالهی۱۳۹۲
رونوشت، حسن حج گذار، ۱۳۹۲

وی آثار بسیاری در زمینه تئاتر دارد.

شبنم فرشادجو

عکسهای شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشاد جو هنگام موتورسواری

شبنم فرشادجو

شبنم فرشاد جو هنگام غواصی

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو

شبنم فرشادجو


بیوگرافی و عکسهای نیکی نصیریان بازیگر و همسرش

نیکی نصیریان از بازیگر جوان و خوش آتیه در ایران است. بازیگری با استعداد که در نقش هایش بسیار خوش درخشید است.

نیکی نصیریان

بیوگرافی نیکی نصیریان

نیکی نصیریان متولد بیستم مرداد ماه سال ۱۳۸۲ در تهران است. نیکی نصیریان برای اولین بار توسط رضا عطاران برای سریال “بزنگاه” به دنیای بازیگری معرفی شد. بازیگر خردسالی که در همان سریال نشان داد یک بازیگر با استعداد متولد شده است. نصیریان در کودکی فیلمها و سریالهای زیادی بازی کرد تا حالا در اوایل نوجوانی هم یکی از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون باشد.

نیکی نصیریان

همسر نیکی نصیریان

نیکی نصیریان به سن ازدواج نرسیده و مجرد میباشد.

از آثار نیکی نصیریان

«سریال بانوی عمارت» سریال جدیدی که نیکی نصیریان در آن نقش دارد. این سریال عاشقانه ای را در مقطعی از تاریخ قاجار روایت می کند در شهرهای تهران، کاشان و قزوین تصویربرداری می شود.

نیکی نصیریان

عکسهای نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

نیکی نصیریان

مصاحبه نیکی نصیریان

نیکی خانم شما از کجا بازیگری را شروع کردی؟
دختر عموی مامانم من را معرفی کرد و من هم رفتم دو تا امتحان دادم و بعد هم انتخابم کردند.

چه آزمایش دادی؟
یک قسمتی که گریه داشت.

بازیگری را دوست داری؟
بله دوست دارم.

چرا؟
دوست دارم دیگر! چهار سالم بود. نمی دانستم بازیگری چیست. ولی خوشم آمد.

– بازیگری سخت است؟
کمی.

چه چیزش سخت است؟
جایی که می گویند گریه کن. آن جایش سخت است که همه اش می گویند، این طرف را نگاه کن.

– بازیگری از بچگی برای تو آرزو بوده؟

نه من فکر نمی کردم. چون چهار سالم بود دیگر! نمی دانستم بازیگری چی است!

خندیدن سخت تر است یا گریه کردن؟
جاهایی که به من می گویند گریه کن، برایم سخت است که گریه کنم، می خندم.

خب اگر مجبور باشی چی؟
اگر من الآن یک لطیفه بگویم شما می خندید، مگر نه! وقتی هم که به من می گویند گریه کن نمی توانم. بعد، می خندم دیگر.

سرکار آخرت چه طور گریه کردی؟
آنجا گریه ام را در می آوردند! بعد هم گفتند برایم قطره اشک آور می ریزند. بعد هم هیچ چیز؛ دیگر تمام شد!

اولین باری که روبه روی دوربین قرار گرفتی تا بازی کنی، می ترسیدی؟
نه من اصلاً هم نترسیدم. گریه هم نکردم.

– گفتگوها را چه طور حفظ می کنی؟

برایم می خواندند و من هم حفظ می کردم.

آن وقت زود حفظ می شدی؟
بعضی هایش را آره. ولی بعضی هایش را هم می گفتم سخت است یکی دیگرش را بگویید. آنها هم می گفتند باید بگویی، من هم سعی می کردم بگویم دیگر!

نیکی جان کارگردان ها دعوایت نمی کنند؟
یک بار چرا. یکی از آنها دعوایم کرد.

چرا دعوایت کرد؟
چون هندوانه خوردم. بعد آقای کارگردان گفت که آن هندوانه های صحنه بوده. ولی بعد دوباره با هم خوب شدیم.

خب برای اولین بار که مقابل بازیگران دیگر قرار گرفتی چه حسی داشتی؟
من همه شان را دوست داشتم. آنها هم مرا دوست داشتند و با من مهربان بودند.

– دستمزدهایت را چه کار می کنی؟ خودت نگه میداری یا می دهی به مامان و بابا؟

من پول هایم را می دهم به مامانم که برایم بگذارد بانک، بعد با بقیه اش هم برایم اسباب بازی بخرد. یک کمی را هم میگذارم در کشو پیش لوازم شخصی ام.
فکر می کنی با توجه به زحمتی که برای کارت می کشی آن مقدار پول برایت کافی است؟
موقعی که پولم را می گیرم خوب می شمارم فکر می کنم که کم است. پس دوست دارم بیشتر باشد دیگر! (می خندد)

در مورد چهره پردازی ها (گریم هایت) در فیلم و سریال هایی که بازی کردی بگو و اینکه اصلا چقدر گریم شدن را دوست داری؟

من یک روزی افتادم زمین. بعد صورتم قرمز شد. بعد فون زدند، گفتند خوب می شود. ولی من دوست داشتم گریم بشوم.

خب چرا دوست داشتی؟
دوست دارم دیگر، بازیگران گریم می کنند، من هم دوست دارم چیزی بزنند به صورتم!

– نیکی جان تو تلویزیون نگاه می کنی!

آره. نگاه می کنم. موقعی که تلویزیون هیچ چیز ندارد، یعنی برنامه کودک ندارد، یک نوار بزرگ از فیلم های خودم دارم. بعد آن را می گذارم و می بینم.

خب آن وقت سعی می کنی مثل بازیگری های قوی تر بازی کنی یا مثل خودت؟
خوب چون آنها از من بیشتر بازی کرده اند یک کم مثل آنها بازی می کنم، ولی همه اش را مثل آنها بازی نمی کنم.

نیکی دوست داری بزرگ هم شدی بازیگری شغلت باشد و همین کار را ادامه بدهی؟
بله دوست دارم. البته دوست دارم دکتر هم بشوم.

دکتر چی؟
دندان! بعد می خواهم فروشنده هم بشوم.

فروشنده چی؟
لباس (نیکی در حال نقاشی کشیدن است و به سوال های ما هم جواب می دهد).

نیکی وقتی دوست هایت در مهد کودک تو را در تلویزیون دیدند، چی به تو گفتند؟
هیچی می آمدند یک جوری؛ این طوری (با تعجب) نگاه می کردند. بعد هم هیچ چیز دیگر. آنها نگاه می کردند من هم میرفتم پیششان.

– تو با آنها مهربانی؟

آره، آنها با من قهر می کنند!

خب چرا قهر می کنند؟
قهر می کنند دیگر! اسباب بازی هایشان را نمی دهند به من. من هم می گویم پس با خودم اسباب بازی می برم.

داداشت وقتی تو را در تلویزیون دید چی گفت؟
داداشم گفت خب نیکی است دیگر!

الان که در خیابان راه می روی، اگر مردم تو را بشناسند چه کار می کنی؟
هیچی من خوشحال می شوم. آنها مرا به هم نشان می دهند.

از تو امضا هم می گیرند؟ اصلا بلدی امضا کنی؟
آره بلدم! آهان راستی می خواهم معلم هم بشوم.

 

 

 

آخرین دیدگاه‌ها

    دسته‌ها